بهترین خواهم شد بهترین باش

تاریخ: دوشنبه 15 خرداد 1391 ساعت: 15:32 بازدید: 733 نویسنده: آناهیتا

اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظيمِ الاَْعْظَمِ الاَْجَلِّ الاَْكْرَمِ

الْمَخْزوُنِ الْمَكْنُونِ النُّورِ الْحَقِّ الْبُرْهانِ الْمُبينَ الَّذي هُوَ نُورٌ

مَعَ نُورٍ وَ نُورٌ مِنْ نُورٍ وَ نُورٌ في نُورٍ وَ نُورٌ عَلي كُلِّ نُورٍ وَ نُورٌ

فَوْقَ كُلِّ نُورٍ وَ نُورٌ تُضيئُ بِهِ كُلُّ ظُلْمَةٍ وَ يُكْسَرُ بِهِ كُلُّ شِدَّةٍ

وَ كُلُّ شَيْطانٍ مَريدٍ وَ كُلُّ جَبارٍعَنيدٍ لا تَقِرُّبِهِ‏ اَرْضٌ وَلايَقُومُ بِهِ

سَمآءٌ وَ يَاْمَنُ بِهِ كُلُّ خآئِفٍ وَ يَبْطُلُ بِهِ سِحْرُ كُلِّ ساحِرٍ وَ

بَغْيُ كُلِّ باغٍ وَ حَسَدُ كُلِّ حاسِدٍ وَ يَتَصَدَّعُ لِعَظَمَتِهِ الْبَرُّ

وَالْبَحْرُ وَ يَسْتَقِلُّ بِهِ الْفُلْكُ حينَ يَتَكَلَّمُ بِهِ الْمَلَكُ فَلا يَكُونُ

لِلْمَوْجِ عَلَيْهِ سَبيلٌ وَ هُوَ اسْمُكَ الاَْعْظَمُ الاَعْظَمُ الاَجَلُّ

الاَْجَلّ‏ُ النُّورُ الاَْكْبَرُ الَّذي سَمَّيْتَ بِهِ‏ نَفْسَكَ وَاسْتَوَيْتَ بِهِ

عَلي عَرْشِكَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ وَاَسْئَلُكَ

بِكَ وَ بِهِمْ اَنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ

بي كَذا وَ كَذا

به جاي كذا و كذا حاجت بخواهد.


سلام دوستای عزیزم بیاین با هم برای شفای همه مریض ها دعا کنیم


دعا دعا دعا دعا دعا امتیاز : 1821 دیدگاه(17)

تاریخ: جمعه 25 فروردین 1391 ساعت: 20:07 بازدید: 688 نویسنده: آناهیتا
منم زیبا

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی .یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک الوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را.بجو مارا تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم،اهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم.تویی والاترین مهمان دنیایم.

که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من افریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر ایا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی.ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟رها کن ان خدای دور

آن نامهربان معبود.آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت.اینک صدایم کن مرا.با قطره اشکی

به پیش اور دو دست خالی خودرا. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام.آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد.به نجوایی صدایم کن.بدان اغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات اوردم

قسم بر عصر روشن ، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک اغوشم,شروع کن,یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان.رهایت من نخواهم کرد

سهراب سپهری

onh onh onh onh onh امتیاز : 2043 دیدگاه(11)

تاریخ: شنبه 05 فروردین 1391 ساعت: 10:59 بازدید: 629 نویسنده: آناهیتا

آی ای آزادی،

اگر روزی به سرزمین ما آمدی

در قالب پیرمردی سیاهپوش با ریش

سپید و عبای سیاه با لهجه ی غریب

و فرهنگی عرب و چشمانی سرد نیا،

برایمان از مرگ نگو، به گورستان نرو،

گورستان پایان است، نباید آغاز باشد

اینبار توی دهان هیچکس نزن

وعده تو خالی نده،نفت را بر

سفره ها نیار نانمان را بر سر

سفره هایمان  باقی بگذار،

از آب و برق مجانی نگو،

از تلاش انسانی بگو از سازندگی

و آبادانی بگو،از تعهد کور نگو،

از تخصص و دانش و شور بگو،

آی ای آزادی

اگر روزی به سرزمین ما رسیدی

با شادی بیا،با چادر سیاه و تهجر

و ریش نیا با آواز و موسیقی و رنگ

بیا، با تفنگهای بزرگ در دست کودکان

کوچک نیا،با گل و بوسه و کتاب بیا

 


آزادی آزادی آزادی آزادی آزادی امتیاز : 2072 ادامه مطلب| دیدگاه(21)

تاریخ: پنجشنبه 25 اسفند 1390 ساعت: 15:06 بازدید: 565 نویسنده: آناهیتا

روزی انسان از پروردگار پرسید:

خدایا اگر همه چیز در سرنوشت ما نوشته شده است

، پس آرزو کردن ما چه فایده ای دارد؟

پروردگار خندیدو گفت : شاید من نوشتهبودم

که هرچه آرزو کرد.

 


به امید بر آورده شدن آرزوی همه دوستان

 

 


آرزو آرزو آرزو آرزو آرزو امتیاز : 2156 دیدگاه(5)

تاریخ: جمعه 12 اسفند 1390 ساعت: 17:13 بازدید: 1031 نویسنده: آناهیتا

برای نابینا الماس و شیشه

 

یکی است


پس اگر کسی ارزش تو را ندانست


تو بی ارزش نیستی او نابینا ست

 

******************************

وقتی می خواهی موفقیت خود را

ارزیابی کنی


ببین چه چیز را از دست داده ای که


چنین موفقیتی را بدست آورده ای

 

******************************

اگه دل کسی رو شکستی، یه میخ

 

بکوب به دیوار


اگه از دلش درآوردی میخ رو از دیوار

بیرون بیار


اما اینو بدون، جای اون میخ،

 

همیشه روی دیوار میمونه

 

 


******************************

برای کسی که رفتنی است، راه باز

کنید


ایستادن و منتظرماندن، ابلها نه ترین

 

کار دل است

******************************

گاه برای ساختن     باید ویران کرد

گاه برای داشتن      باید گذشت
گاه در اوج تمنا      باید نخواست


******************************

در این دنیا همه چیز اول کوچک

است، بعد بزرگ میشود


به جز مصیبت که اول بزرگ است،

بعد کوچک میشود

 

******************************

شانه هایت مثل بالش مسافرخانه

است


سر های زیادی را تکیه گاه بوده

است

 

******************************

شرط دل دادن ، دل گرفتن است


وگرنه یکی بی دل میماند و یکی دو

دل

 

******************************

تو ارباب سخنانی هستی، که

نگفته ای


ولی حرفهایی که زده ای، ارباب

تو هستند

 

******************************

همیشه دلیل شادی کسی باش،

نه شریک شادی او


و همیشه شریک غم کسی باش،

 

نه دلیل غم او

 

 

 

 


سخنانی-که-باید-با-طلا-نوشت سخنانی-که-باید-با-طلا-نوشت سخنانی-که-باید-با-طلا-نوشت سخنانی-که-باید-با-طلا-نوشت سخنانی-که-باید-با-طلا-نوشت امتیاز : 2148 دیدگاه(4)

تاریخ: جمعه 05 اسفند 1390 ساعت: 17:41 بازدید: 777 نویسنده: آناهیتا

اونی که زود میرنجه
زود میره، زود هم برمیگرده.
اما اونی که دیر میرنجه
دیر میره، اما دیگه برنمیگرده.


هستند
کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند
و وقتی شما گریه میکنید دیگر وجود ندارند.


از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی.



به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی
می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد
از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.



بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن.


مهم نیست که چه اندازه می بخشیم
بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.


وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست، گاه نگاه است و گاه سکوت ابدی.

 





به-یک-جایی-از-زندگی-که-رسیدی-میفهمی به-یک-جایی-از-زندگی-که-رسیدی-میفهمی به-یک-جایی-از-زندگی-که-رسیدی-میفهمی به-یک-جایی-از-زندگی-که-رسیدی-میفهمی به-یک-جایی-از-زندگی-که-رسیدی-میفهمی امتیاز : 2072 ادامه مطلب| دیدگاه(9)

تاریخ: شنبه 29 بهمن 1390 ساعت: 14:02 بازدید: 709 نویسنده: آناهیتا

ما، نسل بوسه های خیابانی هستیم ،


نسل خوابیدن با اس ام اس ،


نسل درد و دل با غریبه های مجازی ،


نسل غیرت روی خواهر ، روشنفکری روی دختر همسایه،

نسل لایک و پوک از روی قرض ،


نسل کادو های یواشکی ،


نسل خونه خالی و دعوت شام ،


نسل پول ماهانه ی وی پی ان ،

نسل صف و دعوا ،


نسل تف ، وسط پیاده رو ،


نسل هل ، توی مترو ،


نسل مانتو های تنگ ،


نسل " شینیون " زیر روسری ،

نسل شرت " play boy " هنگام سجده ،


نسل کارگران پیر مو رنگ کرده برای جوانی و پیشنهاد کار ،


نسل شارژهای اینترنی ،


نسل " copy , paste " ،

نسل جمله های کوروش و دکتر ،


نسل فتوشاپ ،


نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس ،


نسل سوخته ، نسل من ، نسل تو !


یادمان باشد ، هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم ،


بین عذاب هایمان ، مدام بگوییم ، یادش بخیر ،


دنیای ما هم همین طوری بود

 


نسل-ما نسل-ما نسل-ما نسل-ما نسل-ما امتیاز : 2337 دیدگاه(14)

تاریخ: سه شنبه 25 بهمن 1390 ساعت: 09:58 بازدید: 791 نویسنده: آناهیتا

زن که باشی نمیتوانی انکار کنی تشنه بوی

تن مردت هستی

زن که باشی آفریده میشوی برای عشق ورزیدن

برای نگاههای مهربانانه

برای بوسه های آتشین

زن که باشی تمام تنت طعم تلخ عطر گس مرد

را میطلبد

زن که باشی سرشاری از عاشقیتهای ناتمام

پر شده ای از هر زیبایی

زن که باشی اما دست خودت نیست اگر

مردت طعم لبهایش طعم تو را بدهد

تمام هستی مردانه اش را با تمام وجودت

دوست خواهی داشت

بی آنکه ذره ای کم بگذاری

دست نوشته های فروغ فرخزاد


زن-که-باشی... زن-که-باشی... زن-که-باشی... زن-که-باشی... زن-که-باشی... امتیاز : 2216 دیدگاه(19)

تاریخ: دوشنبه 17 بهمن 1390 ساعت: 18:31 بازدید: 524 نویسنده: آناهیتا


وقتی زندگی کردن رو فراموش کنیم ...




ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و

دانشکده را شروع کنم،


سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده

و وارد بازار کار شوم،


بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم،


سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها

را تا حد مناسبی پرورش دهم،


سپس می تونستم به کار برگردم اما برای بازنشستگی

تلاش کردم،اما اکنون که در حال مرگ هستم،


ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم

لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.


قدردان موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.

برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم


سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست

می دهیم


گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد


و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم


وقتی-زندگی-کردن-را-فراموش-کنیم... وقتی-زندگی-کردن-را-فراموش-کنیم... وقتی-زندگی-کردن-را-فراموش-کنیم... وقتی-زندگی-کردن-را-فراموش-کنیم... وقتی-زندگی-کردن-را-فراموش-کنیم... امتیاز : 2166 دیدگاه(15)

تاریخ: پنجشنبه 29 دی 1390 ساعت: 21:39 بازدید: 619 نویسنده: آناهیتا

همه ما میتوانیم آدم های بزرگی باشیم،چون از دست همه ما کاری بر می آید .

برای شاد بودن ، ضرورتی ندارد مدارک عالی دانشگاهی بگیریم.

 حتی نیازی نیست فعل و فاعل جمله مان درست باشد. فقط کافیست

پر از محبت و روحی سرشار از عشق داشته باشید.

دکتر مارتین لوترکینگ


دليل-براي-شاد-بودن دليل-براي-شاد-بودن دليل-براي-شاد-بودن دليل-براي-شاد-بودن دليل-براي-شاد-بودن امتیاز : 2203 دیدگاه(5)

آخرین مطالب

دوشنبه 15 خرداد 1391
  • onh
  • جمعه 25 فروردین 1391
    شنبه 05 فروردین 1391
    پنجشنبه 25 اسفند 1390
    جمعه 12 اسفند 1390

    مطالب محبوب

    جمعه 12 اسفند 1390
    چهارشنبه 25 آبان 1390
    سه شنبه 25 بهمن 1390
    جمعه 05 اسفند 1390
    دوشنبه 15 خرداد 1391

    صفحات مطالب

    1|2|3|